فاطمه سادات ناظمی/ «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» در حالی فعالیت خود را در روز سهشنبه ۲۸ مهرماه پیگیری نمود که بازدید ظهرگاهی «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی» از محل برگزاری این رویداد، به تغییراتی حداقلی در فضای ورودی «پردیس سینمایی ملت» انجامید؛ تغییراتی که بیش از هر چیز حکایت از ظاهرسازی و نمایش نظارت مقطعی و تشریفاتی بهجای مسئولیتپذیری مستمر از سوی متولیان برگزاری این دوره از جشنواره داشت. البته این حضور با حاشیههایی تأملبرانگیزی نیز همراه بود که از آن جمله میتوان به غافلگیری اهالی رسانه نسبت به این بازدید اشاره نمود. اتفاقی که میتواند به نوعی حکایت از هوشمندی متولیان جشنواره برای عدم مواجهه «وزیر ارشاد» با اهالی رسانه داشته باشد. اتفاقی که موجب شد تا ساعت حضور و بازدید «سید عباس صالحی» به نحوی تنظیم شود که ایشان نه تنها مجبور به پاسخگویی و مواجهه با پرسشهای انتقادی درباره عملکرد وزارتخانه تحت مسئولیت ایشان شود و نه حتی با حداقل مظاهری از غلبه «ناهنجاریهای بصری» بر پیکره این رویداد مهم سینمایی و در فضاهای تحت کنترل آن مواجه گردد و نه هیچ نشانی از وضعیت سرگردان مراجعان به این رویداد در خندقی که اسم آن را پارکینگ گذاشتهاند و ترافیک قفل شده نیایش و... ببیند! پس شاید به این جهت بود که برنامه حضور «وزیر ارشاد» به نحوی «پاستوریزه» و با همراهی «رِئیس سازمان سینمایی» در ساعتی غیرمتداول انجام گرفت و تنها محدود به حضور در دفتر «بهروز شعیبی» و ملاقات با ۶ میهمان خارجی این رویداد، آن هم در محیطی به دور از چشم خبرنگاران شد!

سوای نظر از حواشی اجرایی؛ چهارمین روز از برگزاری «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» به عنوان زمانی که تقریبا تمامی باکسها به یک اندازه مورد توجه قرار گرفتند و مجموع آثار در بخشهای مختلف به نمایش گذاشته شدند و ...؛ فرصتی مناسب برای عبور از حاشیهها و ارزیابی دقیقتر وضعیت کلی «سینمای کوتاه کشور» را فراهم میکند؛ مجالی برای واکاوی کیفیت آثار، بررسی جهتگیریهای محتوایی و بازخوانی سیاستهای حمایتی و مدیریتی حاکم بر این عرصه که صرفا محدود به چرایی افت کیفیت فنی و هنری آثار عرضه شده در «جشنواره چهل و سوم» نمیشود و بیش از آن لازم است تا به مسیر حرکتی سینمای کوتاه کشور در راستای تعالیم و دستورالعملهای ابلاغی «نظام لیبرالیسم» و در قالب چشمانداز ارایه شده توسط «سند ۲۰۳۰ یونسکو» توجه ویژه نمود. حرکتی پرشتاب که با غلبه رویکرد خارجیپسند بر عمق جان تولیدات در «سینمای کوتاه» همراه گردیده و حالا به گونهای دانسته و یا ندانسته منجر برجستهشدن مضامین الگوواره «سند ۲۰۳۰ یونسکو» در طیف گستردهای از آثار گردیده است. تولیداتی که بیش از هر چیز با «ذائقه محافل جشنوارههای خارجی» همخوانی دارد و در این مسیر هر فیلمسازی به اندازه شرافت و وجدان ملی و تقیدات دینی خود، به ندیدن واقعیتهای جاری و ملموس اجتماعی و بزرگنمایی از کاستیها در جهت جلب نظر «جشنوارههای خارجی» و تولید تصویری غربپسند از «جامعه اسلامی ایران» روی آورده است!

فیلم کوتاه «ترمینال» یکی از جمله اینگونه از آثار حاضر در «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» است که با بهرهگیری از مضامین همسو با گفتمان «سند ۲۰۳۰ یونسکو» تصویری مفلوک و البته غربپسند از «جامعه اسلامی ایران» را به نمایش میگذارد. اثری که روایت آن بر ترسیم رنج و سرگردانی «دختر جوان بلوچ» در مرکز حاکمیت و پایتخت «حکومت اسلامی ایران» متمرکز است و سعی دارد تا از محرومیت و مظلومیت «انسان بلوچ» در پرتو «حاکمیت جمهوری اسلامی» یک تراژدی خلق کند. اثری که بر خلاف واقعیتهای موجود، درباره «بیهویت بودن انسان بلوچ» در «ایران» داستانسرایی میکند و آن را در پیوند با عملکرد سخیف و «خشونت ماموران حاکمیت» و فرجام نامعلوم «دختر جوان بلوچ» به تصویر میکشد و ...

فیلم کوتاه «بی در کجا» نیز یکی دیگر از جمله آثاری است که بر بستر «سند ۲۰۳۰ یونسکو» تولید شده و با پذیرش و حضور در «بخش مسابقه جشنواره چهل و سوم» توانسته از بدبختی مهاجران افغان در جامعه تحت «حاکمیت جمهوری اسلامی» تصویری غربپسند و جشنوارهپسند خلق کند؛ روایتی که در کنار لایههای نمادین خود، بر «فلاکت انسان جنگزده ایرانی» و تصویرسازی از مأمورانی خشن و بیرحم تأکید دارد و بر ترسیم جامعهای مفلوک و گرفتار در محرومیت و خشونت متمرکز است.

فیلم کوتاه «آفرهت» یکی دیگر از آثار حاضر در «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» است که ضمن شکلدهی روایت خود بر مبنای «سند ۲۰۳۰ یونسکو» این روایتگری را به صورتی کاملا مستقیم و پررنگ با «آموزههای فمنیستی» همراه میسازد. اثری که با روایت نخستین تجربه قاعدگی و پریود «دختر جوان کُرد» در شرایط برفی و در مسیر رساندن خروس قربانی شده برای پسر تازه متولد شده خانواده، سعی میکند تا تصویری آمیخته با رنج، محرومیت و سنتهای بومی در جامعه ایرانی را همسو با ذائقه محافل سینمایی غرب تولید و به مخاطبان سینمایی خود عرضه دارد.

فیلم کوتاه «قوها ایستاده میخوابند» دیگر اثر حاضر در «چهل و دومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» است که با تکیه بر «آموزههای موج سوم فمنیسم» تصویری از «زن مفلوک ایرانی» به مخاطبان سینمایی خود ارایه مینماید. اثری متوهم که تصویرسازی خود را با مضامین الگوواره «سند ۲۰۳۰ یونسکو» پیوند میزند و چرخهای از فلاکت و بیپناهی «مادر و کودک ایرانی» را در منظر مخاطبان سینمایی خود قرار میدهد. تصویرسازی مجعولی که نه تنها با واقعیتهای اجتماعی ایران در تناقض است و بیش از هر چیز از صورت مصداقی از امروز جوامع غربی برخوردار است؛ اما با تکیه بر کلیشه زن فرودست و مرد متمول، از ایستادگی زن به عنوان ابزاری در جهت ارایه «پیام فمینیستی» خود استفاده مینماید. اثری که ضمن برخورداری از لایههای نمادین، زن آوارهای را به تصویر میکشد که به همراه کودک خود در خیابانها سرگردان است و بیآنکه برای مخاطب چرایی چنین وضعیت روشن شود، به یکباره در یک کارگاه بستهبندی اسباببازی واقع در زیرزمین یک خانه قدیمی در یک محل قدیمی مشغول به کار میشود و پنهان نمودن فرزند از چشم رئیس متمول کارگاه، زندگی خود را در زیر پله این مکان آغاز مینماید و اینگونه در مسیر خوشبختی قرار میگیرد. مسیری که توسط زن در «شب جمعه» و با باز کردن پنهانی در گاه به واسطه کارت ملی و دوش آب گرم گرفتن و شستن لباس و خوردن غذای گرم در زمان تعطیلی کارگاه اگر چه به اوج خود میرسد؛ اما این دلخوشی کوتاه در «صبح جمعه» و با حضور سرزده رئیس پایان مییابد و آوارگی این مادر و کودک در خیابانهای شهر دوباره از سر گرفته میشود و ...

فیلم کوتاه «آینه دیدن» دیگر اثری است که با اتکا به مؤلفههای «آموزههای موج سوم فمنیسم» میکوشد تا تصویری از «مبارزه و ایستادگی زنان» در «جامعه مردسالار ایران» ارایه دهد. تصویری که با برجستهسازی مضامین مرتبط با «سند ۲۰۳۰ یونسکو» در حوزه برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان همراه میشود و در فرمی ضعیف و کلیشهزده، اقدام به ترسیم «جامعه پر از خشونت ایران» در فرمول قدیمی و رایج برای حضور در جشنوارههای غربی مینماید.

ارسال نظر